تبلیغات
دو نیمۀ یک سیب

دو نیمۀ یک سیب
...می خواهیم خانه ای بسازیم برای پرواز
هفته هشت :D
ن : نیم سیب بانو ت : سی و یکم شهریور 95 ز : 03:51 بعد از ظهر | +
سلام سلام
یادتونه قبل رفتنم پستا رو اینطوری شماره میذاشتم؟ که یعنی نی نی الان انقدر هفته شه!
خب الان کنجد جدید من که خدا توو دلم کاشته هشت هفته ش هست!!!
ووی میترسما
خدا بخیر بگذرونه
فعلا درگیر ویار و کرختی هستم
و البته گل دختر
دعا کنین از پسش بربیام
اینترنتم کم میام که کمتر موجی بشم
دوستون دارم گلهای توی باغچه که همچنان منو فراموش نکردین
اینم بگم دکتر احتمال دوقلویی داده. حالا ما میگیم انشاءالله همون یکی باشه که زورمون بهش برسه


مرتبط با : نی نی نوشت
.:: نظرات () ::.


سلام
ن : نیم سیب بانو ت : بیست و دوم مرداد 95 ز : 05:41 قبل از ظهر | +
سلام 
تصمیم گرفته بودم اینجا بنویسم اما حرفی برای نوشتن نبود
اصولا از وقتی این گوشیای هوشمند و لمسی دست گرفتم تایپ کردن برام سخت شده
مخصوصا که خودشون اشتباهات تایپی رو اصلاح می کنن
خیلی امکانات گول زنک داره این دستگاه شیطانی  (عههههه... اصلا این شکلکا یادم رفته بود)
مثلا یکیش اینه که براحتی توو یک جمع دوستانه عضو میشی و هروقت دلت بخواد میشینی باهاشون درد دل میکنی و خاطره هات رو تعریف میکنی
همونجا هم کامنتا رو میخونی و جواب میدی
ولی هیچ وقت مثل اینجا نمیشه عمیق نوشت ... اینجا سر فرصت و فکر میشینی حرفات رو دونه دونه مینویسی بعد یه عده سر فرصت تر و فکرتر! میان نظر میدن
احتمالا اینجا هم به پای دنیای واقعی نمیرسه
ولی چه میشه کرد که توو دنیای واقعی سری برای درد آوردن نیست
حالا اینجا رو نمیدونم!
دیروز فیلم بارکد رو دیدم. یه تیکه ش حرف دل من بود. "آدمی که 24 ساعته توو فیس بوکه، معتاد نیست؛ تنهاست"
منم تنهام که یه سره توو تلگرامم
خب این سرآغازی باشه برای فحش دادن به زندگی و آه و ناله یا بیخیالش بشم؟
حالا فعلا همین ناله رو بکنم درباره اینکه گفتم حرفی برای نوشتن نیست
متاسفانه من خودم رو لابلای هزار تا کار و مشغله گم کردم. دیگه نمیدونم چی حالم رو خوب میکنه. حرف دلم چیه. چی میخوام انجام بدم. افتادم رو غلتک زندگی و منتظرم ببینم کجا داره منو میبره
فقط گاهی خیلی غمگین میشم... گاهی خیلی عصبانی میشم... خودمونیم، گاهی خیلی خوشحال
ولی در کل معلوم نیست با خودم چند چندم!
حالا فعلا بیشتر از این حرفم نمیاد
اگر این نوشته رو خوندی به نظر من یا خیلی بامحبتی که میخوای از احوال دوست قدیمیت باخبر بشی یا خیلی فضول


.:: نظرات () ::.


نوشتن
ن : نیم سیب بانو ت : هفتم آذر 94 ز : 05:40 قبل از ظهر | +
نوشتن انگیزه میخواهد و فرصت
سابقا انگیزه م از نوشتن آرام گرفتن ذهنم بود و فرصتش هم بود. با به دنیا اومدن گل دختر تا مدتها فرصت نوشتن که هیچ، وقت رسیدگی های شخصی هم نداشتم.
اما کم کم با یاد گرفتن بچه داری و کمتر شدن وابستگی، فرصت بیشتر شد.
اما انگیزه ام از نوشتن را از دست دادم. بخشیش بخاطر خاصیت مادر شدن است. مادر که بشوی کمتر به فکر آرام کردن ذهنت هستی. همین که به مسئولیت هایت برسی کافیست و کلایت را هم هوا می اندازی... همین ویژگی باعث می شود بعد چند مدت ذهنت بخوابد و از تکاپو بیفتد، ناگهان چشم باز میکنی و میبینی هم خودت را فراموش کرده ای و هم زندگی ایده آل را...
ولی همچنان نوشتن را دوست دارم. مخصوصا وقتی دیدم دوستانم بعد از این همه مدت فراموشم نکردند... راستش را بخواهید بارها اسمتان را در ذهنم مرور کردم و آرزو کردم کاش باز دور هم مینوشتیم... 
پس تصمیم به نوشتن گرفتن تا حداقل برایم تفریحی باشد در کنار دوستانم... اما از چه بنویسم؟ اگر به نوشتن خاطرات و روزمرگی ها باشد که دفتر خاطراتم هنوز جایی برای نوشتن دارد و چه لزومی دارد وقت عزیزانم را بگیرم؟... اگر برای نوشتن تجربیات باشد که بد نیست، حداقل این همه وقت از من و شما میگیرد می توانم خودم را گول بزنم که فایده ای داشته... اما این انگیزه دلم را راضی نکرد... تا اینکه تصمیم گرفتم اینجا را اختصاص دهم به تفکر و فلسفیدن ... 
دور هم جمع می شویم و کمی، قول می دهم فقط کمی، فکر کنیم. به همه چی... از چرایی باز بودن در گنجه تا فکر کردن به این معمای همیشه بی پاسخ که من در این دنیا چه غلطی می کنم؟ 
* خب تا از این بی اعصاب تر نشدم بروم... دوستان عزیزم منتظر شما هستم... دلگرمم کنید


.:: نظرات () ::.


امروز
ن : نیم سیب بانو ت : بیست و ششم مهر 94 ز : 08:53 بعد از ظهر | +

امروز چنان خسته ام که شاید به جهنم بروم و چنان به تو امیدوار که شاید به بهشت ببریم

دیر بجنبی از دست رفته ام، یا حسین...



.:: نظرات () ::.


خواهم آمد
ن : نیم سیب بانو ت : بیست و هفتم شهریور 94 ز : 12:15 بعد از ظهر | +
سلام دوستان
نیم سیب بانو شطرنجی هستم
به زودی خواهم آمد


.:: نظرات () ::.



( تعداد کل صفحات: 39 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]


 
 

Powered By mihanblog.com Copyright © by http://2nimsib.mihanblog.com
This Template  By Theme-Designer.Com