تبلیغات
دو نیمۀ یک سیب - سلام

دو نیمۀ یک سیب
...می خواهیم خانه ای بسازیم برای پرواز
سلام
ن : نیم سیب بانو ت : بیست و دوم مرداد 95 ز : 04:41 قبل از ظهر | +
سلام 
تصمیم گرفته بودم اینجا بنویسم اما حرفی برای نوشتن نبود
اصولا از وقتی این گوشیای هوشمند و لمسی دست گرفتم تایپ کردن برام سخت شده
مخصوصا که خودشون اشتباهات تایپی رو اصلاح می کنن
خیلی امکانات گول زنک داره این دستگاه شیطانی  (عههههه... اصلا این شکلکا یادم رفته بود)
مثلا یکیش اینه که براحتی توو یک جمع دوستانه عضو میشی و هروقت دلت بخواد میشینی باهاشون درد دل میکنی و خاطره هات رو تعریف میکنی
همونجا هم کامنتا رو میخونی و جواب میدی
ولی هیچ وقت مثل اینجا نمیشه عمیق نوشت ... اینجا سر فرصت و فکر میشینی حرفات رو دونه دونه مینویسی بعد یه عده سر فرصت تر و فکرتر! میان نظر میدن
احتمالا اینجا هم به پای دنیای واقعی نمیرسه
ولی چه میشه کرد که توو دنیای واقعی سری برای درد آوردن نیست
حالا اینجا رو نمیدونم!
دیروز فیلم بارکد رو دیدم. یه تیکه ش حرف دل من بود. "آدمی که 24 ساعته توو فیس بوکه، معتاد نیست؛ تنهاست"
منم تنهام که یه سره توو تلگرامم
خب این سرآغازی باشه برای فحش دادن به زندگی و آه و ناله یا بیخیالش بشم؟
حالا فعلا همین ناله رو بکنم درباره اینکه گفتم حرفی برای نوشتن نیست
متاسفانه من خودم رو لابلای هزار تا کار و مشغله گم کردم. دیگه نمیدونم چی حالم رو خوب میکنه. حرف دلم چیه. چی میخوام انجام بدم. افتادم رو غلتک زندگی و منتظرم ببینم کجا داره منو میبره
فقط گاهی خیلی غمگین میشم... گاهی خیلی عصبانی میشم... خودمونیم، گاهی خیلی خوشحال
ولی در کل معلوم نیست با خودم چند چندم!
حالا فعلا بیشتر از این حرفم نمیاد
اگر این نوشته رو خوندی به نظر من یا خیلی بامحبتی که میخوای از احوال دوست قدیمیت باخبر بشی یا خیلی فضول


.:: نظرات () ::.


 
 

Powered By mihanblog.com Copyright © by http://2nimsib.mihanblog.com
This Template  By Theme-Designer.Com